جانیمسانღ

سن منیم جانیمسان

اجازه بدین بی‌ادب باشم

۱ ۹

واقعا نیاز دارم الان کانال خصوصی تلگرامم بالا میومد که بتونم راحت فحش بدم🤣🤣🤣 هر وقت یاد اولین باری میفتم که یار فهمید ادب من فیک بوده و در واقع صرفا بخاطر اینکه معتقدم وسط بحث جدی نباید داد زد و فحش داد و گرنه اعتبار حرفت میره زیر سوال توی توییتر باادب بودم و گرنه هیچ بویی از ادب و لطافت دخترونه نبردم از خنده میپوکم😂 بنده خدا با چشمای از حدقه بیرون زده داشت به دختر معصومی نگاه می‌کرد که با اون چهره مهربون و گوگولی گول زنکش نشسته تو ماشین و خطاب به اون ماشینی که بد پیچیده جلوشون با لحن لاتی میگه اسکووووول🤣 دقیقا از بعد اون لحظه بود که دیگه هیچ وقت اون شاعر لطیف سابق نشد🤣

ماشالله ماشالله بهش بگید!

۲ ۳

امروز از صبح منتظر بودیم رئیس یار زنگ بزنه و نزد و خلاصه معلوم شد یکی از همکارهای یار که زمان جنگ هم هوای یار رو داشت و هر جا که خطر داشت خودشو مینداخت جلو که یار رو نفرستن تمام وظایف یار رو به عهده گرفته که بهش زنگ نزنن و نخوانش😁 واقعا با اینکه شخصیتشو درک نمیکنم و بخاطر یکسری مسائل دوست دارم بزنم پس کله‌اش! اما واقعا بابت اینقدر رفاقتی که در حق یار تموم میکنه خیلی ممنونشم😁 ماشالله بگید چشم نخوره🤭

این مدتی که نت نبود

۱ ۷

حرف زیاده ولی خب یار عزیز می‌فرماید که بخشای سیاسیشو نگو چون تو آدم بحث سیاسی نیستی بهم می‌ریزی راست هم میگه... 

این مدت در نبود نت یه کلاه و یه ژاکت بافتم، سه تا سریال کره‌ای تموم کردم و مشغول تماشای تاسیان شدم تا وقتی یار سرکاره کمتر استرس بکشم و سرم گرم باشه. خدا یارمو حفظش کنه انقد منو هیولا نشون داده که خدا رو شکر رئیسش خودش خودجوش هر روز راس ساعت مقرر بچه رو راهی میکرد برگرده خونه که یه وقت من پا نشم برم دم محل کارش و بهشون بفهمونم که آشوب واقعا یعنی چی😌 اصلا کیف میکنم وقتی می‌بینم آدمایی که در حالت عادی بقیه ازشون حساب میبرن ندیده ازم حساب میبرن🤣 البته همون تا وقتی نبینن میتونن حساب ببرن بعدش دیگه متاسفانه ظاهر کیوت گوگولی منو می‌بینن و دیگه نمی‌تونن حساب ببرن☹️ یه چهره جدی و عبوس چی بود؟ همونم ندارم🤣

جوجومونم دادیم رفت! از بس که صبحا بی‌موقع میزد زیر آواز! یه روز صبح یار با عصبانیت قفس جوجو رو برداشت برد داد دست مامانش😂 بعدم چون هدیه بود و مامانش ناراحت نشه گفت نوشا حساسیت داره🤣 البته حرفش دروغ نیست و متاسفانه بهش حساسیت شدیدی داشتم و وقتی بهش دست میزدم تمام تنم پر میشد از جوش ولی خب باهاشون کنار اومده بودم و اونام با من کنار اومده بودن و رابطه‌مون کاملا براساس دوری و دوستی پیش می‌رفت! به این صورت که هر وقت من میخواستم برم سمت قفسشون دوتایی میرفتن یه گوشه تا من آب و دونشون رو بذارم و برم خلاصه جاشون خالیه نیستن جیک جیک کنن و بساط غیبت سه تایی‌مون جمع شده😂.

شما چه خبر؟ 

درباره من
نه پی زمر و قمارم نه پی خمر و عقارم
نه خمیرم نه خمارم نه چنینم نه چنانم

من اگر مست و خرابم نه چو تو مست شرابم
نه ز خاکم نه ز آبم نه از این اهل زمانم

"مولانا"

+

سه ﺑﯿﺖ ، ﺳﻪ ﻧﮕﺎﻩ ، ﺳﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ

▪️ﻣﻮﺳﯽ ‏(ﻉ) ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﮐﻮﻩ ﻃﻮﺭ:
ﺍَﺭَﻧﯽ ‏(ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻩ)
▪️ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ: ﻟﻦ ﺗَﺮﺍﻧﯽ ‏(ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺮﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﯾﺪ)

▪️ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ عاقلانه:
ﭼﻮ ﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﮐﻮﻩ ﺳﯿﻨﺎ ﺍﺭﻧﯽ ﻣﮕﻮ ﻭ ﺑﮕﺬﺭ
ﮐﻪ ﻧﯿﺮﺯﺩ ﺍﯾﻦ ﺗﻤﻨﺎ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﻟﻦ ﺗﺮﺍﻧﯽ

▪️ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ عاشقانه:
ﭼﻮ ﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺳﯿﻨﺎ ﺍﺭﻧﯽ ﺑﮕﻮ ﻭ ﺑﮕﺬﺭ
ﺗﻮ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺸﻨﻮ، ﻧﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﻟﻦ ﺗﺮﺍﻧﯽ

▪️ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ عارفانه:
ﺍﺭﻧﯽ ﮐﺴﯽ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺗﺮﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ
ﺗﻮ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻨﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ، ﭼﻪ ﺗﺮﯼ ﭼﻪ ﻟﻦ ﺗﺮﺍﻧﯽ
تگ ها
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
موضوعات
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان